صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
سيد محمد باقر حسيني
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
لینک دوستان
وبلاگ قرآنی
مهدویت در ادیان الهی
منجي
حسين افشار
محمد مهدي افشار
مهدوي
الهه شرفي
عرفان
مدير وبلاگ
سيد محمد امين حسينی
سوته دلان
منتظر ظهور
مسیح 313
وبلاگ فارسی
وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
لینک امروز
دوستیابی سالم
اخبار فناوری اطلاعات
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
ارتباط روحی
چگونگی ارتباط روحی با امام زمان ما در هر کجای عالم که باشیم اگر سلام خدمت حضرت ولی عصر علیه السلام عرض کنیم حضرت به ما جواب می دهند و اگر انسان حاجتی بخواهد به او می دهند , همین اعمال ما ارتباط روحی است .بلاخره ارتباط روحی از جانب ما , همان توجهات به امام زمان و مقام مقدس ایشان و احاطه روحی ایشان بر تمام عالم وجود است.ارتباط ایشان با ما که بدانیم حرف ما را شنیده اند یا نه , مربوط به اعتقاد ماست . ما باید اعتقاد داشته باشیم که امام قلب عالم امکان است .مثلا اگر در یک زمان ده جای بدنتان را سوزن بزنند شما همه را احساس می کنید . وقتی ذهنتان روی یک سوزن می رود نمی گویید جای دیگرم نمی سوزد بلکه می گویید ده جای بدنم می سوزد.این مثالی است که بفهمیم یک موجود چطور ده تا , هزار تا احساس را یک دفعه درک می کند که چطور امام علیه السلام یک دفعه می تواند صحبت های همه را درک کند . چون او قلب است مرکز حساسیت عالم است .شما هر کجای عالم که باشید , اگر عالم را بدن فرض کنید و امام زمان را قلب تمام این عالم , هر کجای این عالم اشکالی پیدا کند او متوجه می شود .سلولهای بدن را به جای بشر بگیریم و تمام بدن را کره زمین . هر سلولی که درد بگیرد قلب و روح متوجه می شود . ما چون محدودیم فقط درد را متوجه می شویم . حالا اگر هر سلولی عقل و فکر و دانش می داشتند با روح انسان صحبت می کردند و روح صحبتشان را می فهمید , مثال کاملا تطبیق می کرد.اگر انسان بخواهد ارتباطات روحی خود را با امام زمان علیه السلام بیشتر کند باید توجهش و یقینش را به امام زمان بیشتر کند و بداند آن حضرت هر کجای عالم که هست صدای او را می شنود و متوجه او هست.
پيام هاي ديگران () PermaLink یکشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٦ - سيد محمد باقر حسينيافراط و تفریط در اعتقادات
افراط و تفریط در اعتقاد به امام زمان علیه السلام در اعتقاداتمان نسبت به امام زمان باید بسیار دقت کنیم که افراط و تفریط نداشته باشدافراطش این است که بگوییم : اصلا خدایی در کار نیست و همین ها همه چیز هستند , تا بشویم علی اللهی , حسین اللهی و امثال اینها این غلط است .و اگر گفتیم نه! همان طور که بعضی از وهابی هایی که هم شیعه بودند و هستند و هم در بین اهل سنت و می گویند : این ها هم عالم و دانشمند بودند , مسائل و احکام دین را همان طوری که یک فقیه بلد است , بلد بودند ؛ این هم غلط است . اینها ولایت خاص الخاص است که ائمه و این چهارده معصوم علیه السلام داشتند.
پيام هاي ديگران () PermaLink پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦ - سيد محمد باقر حسينيبا امامان صحبت کنیم
اگر خواهی آری به کف دامن او
برو دامن از هرچه جز اوست برچین
بیاییم روزی نیم ساعت از وقتمان را با امام زمان صحبت کنیم
آن امام مهربان در کنار ما هستند صدای ما را میشنوند با همه جملاتی که به قلبمان جاری می شود با او سخن بگوییم.
سلام و درود بیشمار بر تو ای پاک ترین بندگان خدا و ای محبوبترین انسانی که در عالم وجود می شناسیم
پدر و مادر و جانم و هر چه دارم فدای خاک پایت باد .
ای کسی که به برکت وجودت موجودات روزی می خورند و زنده اند.
ای مهربانی که دشمنانت به غلط تو را یک مقتدر خونریز معرفی کرده و حال آنکه راضی نمی شوی بی جهت حتی از بینی احدی خونی جاری شود.
یا صاحب الزمان ؛ اگر چه ما با روح مقدستان که مانند نورخورشید به همه جا احاطه دارد آشنایی داریم و به وصل شما نائلیم اما چه خوش است جمال ظاهری شما را هم ببینیم و به صورتتان نظاره کنیم و سخن خدا را از آن دو لب پاک بشنویم.
آیا کسی ممکن است متوجه احاطه نور پاک آن وجود مقدس بشود و به غیر او توجه کند ؟
تو مظهر خدایی .
تو آیینه تمام نمای جلال و جمال الهی هستی.
ای محبوبی که عاشقی مثل امام صادق داری که می گویند : ای آقای من درد فراقت قوت را از من برده آسایش را از من گرفته و زمین را بر من تنگ کرده و استراحت قبلی را از من سلب نموده است.
یا صاحب الزمان شما همان عزیزی هستی که تمام انبیا و اولیا انتظار ملاقاتت را داشته و همه آنها خود را مقدمه ظهور شما می دانسته اند.
ای جان به قربانت بر ما سخت است که همه را ببینیم و شما را نببینیم.
ای جان به فدایت که دیده نمی شوی ولی از میان ما بیرون نیستی .
آیا راهی هست که روزی همنشینت گردیدم و آن جمال با کمالت را مشاهده نماییم ؟!
اگر به لیاقت ما باشد چه کسی جز آبا و اجداد بزرگوارت این لیاقت را ندارند که با تو همنشین باشند و اگر به لطف و کرم شما باشد , قادری , می توانی حتی به سنگی این لیاقت را بدهی و او را لایق محضر مبارکت نمایی.
ای ولی خدا ما را از مهالک زمان غیبت و گرفتاری ها و امتحانات سخت آخر الزمان حفظ کن و هیچگاه و حتی لحظه ای دست ما را رها نفرما.
خدایا نگذار آنی در قلب مقدسش کمترین حزن و اندوهی راه پیدا کند و همیشه او را از ما راضی نگه دار.
اللهم عجل لولیک الرفرج
عاشورا
السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین
شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایشان را خدمت حضرت ولی عصر ارواحنافداه تسلیت عرض می کنیم.
پيام هاي ديگران () PermaLink جمعه ٢۸ دی ،۱۳۸٦ - سيد محمد باقر حسينيبه بهانه عيد
بسم الله الرحمان الرحيم›
![]()
![]()
بياييم امروز كه روز غدير خم است ، زندگي نويني براي خود تشكيل بدهيم.
بايد فكر كنيم الان ما هم در غدير خم نشسته ايم ، چون غدير خم براي زندگي بشر تا روز قيامت برنامه ريزي شده بود و غدير هميشه هست و خواهد بود.
غدير روز معرفت انسان به رهبري است كه خدا براي او تعيين كرده است و روز پيوند و بيعت با حجت خدا است و در هر زماني مردم آن زمان با آن حجت الهي بايد عهد و پيمان ببندند ، چون در غدير خم ، رسول اكرم (ص) نه تنها علي بن ابي طالب (ع) بلكه تمام دوازده امام(ع) را معرفي فرمود و علي بن ابي طالب (ع) براي شروع كار و به عنوان امام آن زمان معرفي شد.
لذا رسول اكرم (ص) براي ما كه امروز پاي خطبه غدير خم نشسته ايم در آن روز مفصلا به معرفي حضرت بقية الله ارواحنا فداه پرداخت و فرمود : الا ان خاتم الامه منا القائم المهدي
.: بدانيد كه آخرين امام از ما اهل بيت است و نامش حضرت قائم مهدي عليه السلام است . و سپس جملات بسيار عميقي در معرفي مقام حضرت ولي عصر (ع) و كاري كه او در جهان بر پا مي كند و شيوه آن حضرت در زمان ظهور ، همه را بيان فرمود .
پس ما در هر عيد غدير در محضر امام عصر ارواحنا فداه نشسته ايم و بايد با او تجديد بيعت كنيم كه او همان خاتم الئمه (ع) و آخرين امام معصوم (ع) است ، لذا الان كه نزديك ظهور است ، بايد به نداي شريف رسول خدا (ص) كه صداي مباركش به ما رسيده لبيك بگوييم و با فرزند عزيزش حضرت حجت بن الحسن ارواحنا فداه بيعت كنيم و بيعت يعني اين كه ما خودمان را در اختيار او بگذاريم و اين كار بايد حقيقت داشته باشد ، نه اسمي و ظاهري چون انسان وقتي بيعت مي كند ، يعني مي گويد : من خودم را به تو فروختم و تمام وجودم را در اختيار تو قرار دادم و با محبت كامل ار تو اطاعت مي كنم و اين معناي ولايت است
عید مبارک باد
پيام هاي ديگران () PermaLink شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦ - سيد محمد باقر حسينيسر آغاز يهود
‹ تاريخ بني اسراييل و دين يهود ›
در اين مطلب ابتدا شرح مختصري از تاريخچه يهود را مورد مطالعه قرار مي دهيم:
يعقوب فرزند إسحاق، كه او را اسرائيل (بنده خدا) مىگويند دوازده فرزند داشت كه چهارمين فرزند او (يهوذا) بود
يهوذا و برادرانش با پدر خود يعقوب، در كنعان (فلسطين) سكونت داشتند و پس از واقعه مشهور حضرت يوسف كه يهوذا هم در آن شركت داشت، در سال1740 قبل از ميلاد، كنعان را به عزم مصر ترك گفتند.
پيش از آنكه حضرت موسى(ع) به پيامبرى مبعوث گردد، بنى اسرائيل سختترين روزهاى خود را زير شكنجههاى طاقت فرسا و فشارهاى گوناگون فرعون بسر مىبردند.
ولى چون موسى(ع) در حوالى سال1213 قبل از ميلاد مبعوث شد، روحهاى پژمرده آنها را جوان كرده و به جانهاى دربند شده آزادى بخشيد.
نخستين دولت يهودى هنگامى تشكيل شد كه (طالوت) يا (شأوول) در بين سالهاى 1095 ـ 1055 قبل از ميلاد پادشاه گشت، و پايتخت را در سال1049 قبل از ميلاد به يبوس (بيتالمقدّس) تغيير داد.
سليمان فرزند داود، كه پس از پدرش به مقام پادشاهى و نبوّت رسيد، از بزرگترين پادشاهان آنها شناخته شد، در زمان او همه از آرامش و سعادت برخوردار بودند، مىگويند كه بناى هيكل سليمان را او ساخت و مدّت هفت سال مهندسين مصر، الجزيره و فينيقيا در آن ساختمان كار مىكردند(3).
پس از مرگ سليمان (بين سال932 قبل از ميلاد) دولت آنها به دو قسمت تقسيم شد، يكى در شمال كه پايتختش سامره (نابلس) بود و ديگرى در جنوب كه پايتختش اورشليم (بيتالمقدّس) بوده است(4).
اين دو دولت مدّت200 سال باهم جنگيدند تا آنكه (سرجون) امپراطور آشوريها 722( قبل از ميلاد) بر آنها پيروز گشت و فرمان داد تا همه يهود را از آن منطقه خارج سازند(5).
پس از آنكه نينوى بدست كلدانيها سقوط كرد (614 قبل از ميلاد) يهود براى بهم زدن ميان آنها و مصريها كه بر كنعان حكومت داشتند سخت مشغول فعاليّت شدند، در اثر آن جنگ دامنهدارى ميان آنها واقع شد بالاخره (نبوخذ نصر) پادشاه بابل در سال (562 قبل از ميلاد) پيروز شد و براى انتقام از يهود اورشليم را خراب كرد و هيكلها را نابود نمود و همه را دست بسته به بابل حركت داد (586 قبل از ميلاد).
مدّت زيادى را در اسيرى گذراندند، تا آنكه (كورش) پادشاه ايران، آنها را كه به (اُسراى بابل) مشهور بودند، نجات داده و دوباره هيكل را بنا كرد (516 قبل از ميلاد)(6).
در ايّام (هيلين) يهود مورد حملههاى بسيارى قرار گرفتند و آخرين آنها وقتى بود كه رهبر معروف رومانى (قيطس) اورشليم را خراب كرده، هرچه يهودى بود اسير كرد و به (رم) فرستاد، اين حادثه در سال70 ميلادى واقع شد.
و در سال125م (ادريانوس) امپراطور رومانى بر آنها حمله كرد اورشليم را خراب نمود و تعداد پانصد هزار يهودى را كشته و پنجاه هزار نفر از آنها را اسير كرد(7).
در عهد (تراجان ـ 106م) تعداد زيادى از يهود مخفيانه وارد اورشليم شده و بناى خرابكارى را گذاردند و چون (ادريانوس) پادشاه روم شد. (117 ـ 138م) اورشليم را به تصرف در آورد و انجام دادن مراسم مذهبى را بر يهود آزاد كرد.
يهود به رهبرى باركوخيا (135م) شورش كردند، ولى پيروز نشدند، در اين واقعه بيش از580 هزار يهودى بقتل رسيد و آنها كه جان سالم بدر بردند، شهر را ترك كرده ادريانوس مجددا اورشليم را خراب كرده و به جاى آن شهر (ايليا) بنا كرد(8).
. . .
به طور كلي نژاد اين قوم به حضرت ابراهيم(ع) باز ميگردد. وقتي حضرت ابراهيم(ع) با نمرود درگير ميشوند و ايشان را به «بابل»، يعني غرب دجله، تبعيد ميكنند آن حضرت در يك فعاليت تبليغي سيّار ابتدا به شمال عراق به سمت تركيه ميروند و بعداز آن به سمت فلسطين حركت كرده و در ادامه راه به مصر و حجاز ميروند و مجدداً به منطقة فلسطين باز ميگردند و در همانجا مستقر ميشوند.
در اينجا ايشان از خداوند متعال درخواست فرزند ميكنند و خداوند به ايشان «اسماعيل» و «اسحاق» را عنايت ميفرمايد. آن حضرت، اسماعيل(ع) را به فرمان خدا به مكّه، در كنار خانه خدا، منتقل ميكنند. امّا فرزند ديگرشان، اسحاق، در فلسطين باقي ميماند و خداوند متعال فرزندي به نام «يعقوب» به او عطا ميكند.
نام ديگر حضرت يعقوب(ع) «اسرائيل» است. در مورد معناي اسرائيل به زبان عبري و سرياني اختلاف است، ولي در روايات ما اين كلمه «عبدالله» معنا شده است.
خداوند به حضرت يعقوب(ع) دوازده پسر عطا ميفرمايد و اين دوازده پسر همان ابناي اسرائيل يا «بنياسرائيل» هستند كه يكي از ايشان يوسف است و ديگران، برادران او يعني بنيامين، يهودا و ... كه در طول تاريخ فرزندان و نوههاي اين بنياسرائيل نژاد «يهود» را تشكيل ميدهند. بنابراين نژاد يهود به حضرت يعقوب(ع) و ابراهيم(ع) باز ميگردد و بنياسرائيل پسر عموهاي بنيهاشم و اجداد اوليهشان هستند و به همين دليل در دين اسلام از اسحاق به عنوان آباي پيامبر ياد ميشود؛ چون حضرت اسحاق(ع) عموي اجداد پيامبر است و در عربي از عمو هم به عنوان «أب» ياد ميشود.
امّا مذهب يهود طبق ادعاي خودشان، دين حضرت موسي(ع) است. ما وقتي نژاد اين قوم را بررسي ميكنيم بايد نظري بر گردش مكاني نژاد اين قوم نيز داشته باشيم؛ اين قوم ابتدا در فلسطين بودند، در زمان حكومت حضرت يوسف(ع) در مصر، اين خانواده يا مجموعهاي كه براي گرفتن گندم به مصر آمده بودند توسط حضرت يوسف(ع) شناسايي ميشوند و همة ايشان به مصر ميآيند و در مصر ميمانند. در مصر، ايشان، تبديل به خاندان حكومتي ميگردند؛ چون در مصر حضرت يوسف(ع) به حكومت ميرسند و فرعون مصر ميشوند. بنابراين جايگاهي در آن منطقه پيدا ميكنند كه بعداز حضرت يوسف(ع) اين جايگاه را از دست ميدهند ولي تا زمان حضرت موسي(ع) آنها همچنان ساكن در مصر باقيميمانند. حضرت موسي(ع) اين مجموعه را كه در آن زمان گسترش پيدا كرده بودند، به صحراي سينا منتقل ميكنند و وقتي از صحراي سينا باز ميگردند تا وارد فلسطين شوند.
پاية دين يهود همان دين حضرت ابراهيم(ع) و بعد حضرت اسحاق(ع) و يعقوب(ع) است. وقتي هم به مصر ميآيند تا زمان حضرت موسي(ع) نيز همان دين را حفظ ميكنند. حضرت موسي(ع) تعاليمي با بيان جديد، كه كاملاً نسبت به قبل متفاوت بوده، به ايشان آموزش ميدهد و تعاليم آن حضرت پاية مكتب ايشان ميشود ولي اين پايه بر اساس اعتنا و توجه به بنياسرائيل نهاده شده بوده است .
يهود يا جهود يکي از اديان الهي است که بنيانگذار آن حضرت ابراهيم ( علي نبينا و عليه السلام ) است. اما چون حضرت موسي صاحب شريعت بود وقوم بني اسرائيل را از مصر نجات داد، اين دين به نام وي شهرت يافت. واژه يهودي که منسوب به
" يهودا " يکي از فرزندان حضرت يعقوب است بعد از حضرت سليمان و تجزيه بني اسرائيل متداول شد. قبل از آن، از زمان حضرت يوسف در مصر، اين قوم را بني اسرائيل مي ناميدند زيرا لقب حضرت يعقوب اسرائيل بود و فرزندان او را بني اسرائيل مي ناميدند. بنابراين در زمان حضرت موسي هم به آنها بني اسرائيل مي گفتند نه يهود!
گاهي هم در اصطلاح به آنها کليمي مي گويند.که واژه اي منسوب به کليم الله ، از القاب حضرت موسي مي باشد.
قوم عبراني ( يا همان بني اسرائيل قبل از ظهور اسرائيل ) پيش از حضرت ابراهيم موحد نبودند و خدايان گوناگون را مي پرستيدند.
حضرت ابرايم درميان يهوديان و مسيحيان و مسلمانان بسيار مقدس است و از آنجا که پدرهمه انبياست او را " شيخ الانبيا " ناميده اند
به اين ترتيب دين يهود و دولت يهود به وجود آمد ...
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٦ - سيد محمد باقر حسينياو خواهد آمد ...
بسم الله الرحمان الرحيم
يا صاحب الزمان ادركني
انتظار ظهور يک مصلح بزرگ آسماني و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان امري فطري و طبيعي است که با ذات و وجود آدمي سروکار داشته و با آفرينش هر انساني همراه است و زمان و مکان نميشناسد و به هيچ قوم و ملتي اختصاص ندارد.
از اين رو همه افراد طبق فطرت ذاتي خود مايلند روزي فرا رسد که جهان بشريت در پرتو ظهور رهبري الهي و آسماني و با تائيد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاکتبار موجود نجات يابند و از نابساماني و ناامني و تيرهروزي خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگي شرافتمندانهاي نايل آيند. به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان از مصلحي- که در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاي ضدانساني خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهاني را براساس عدالت و آزادي واقعي بنيان خواهد نهاد- سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهي در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايي دادهاند.
بنابراين در همه قرون و اعصار آرزوي يک مصلح بزرگ جهاني در دلهاي خداپرستان وجود داشته است و اين آرزو نه تنها در ميان پيروان مذاهب بزرگ مانند زرتشتي و يهودي و مسيحي و مسلمان، سابقه دارد بلکه آثار آن را در کتابهاي قديم چينيان و در عقايد هنديان و در بين اهالي اسکانديناوي و حتي در ميان مصريان قديم و بوميان و حتي مکزيک و نظاير آن نيز ميتوان يافت.”
آري! عقيده به ظهور يک مصلح بزرگ آسماني در پايان جهان يکي از مسائل بسيار مهم و حساسي است که نه تنها در آئين مبين اسلام بلکه در همه اديان آسماني و نه تنها در ميان پيروان اديان و مذاهب بلکه در نزد بسياري از مکاتب مختلف جهان سابقه ديرين دارد و تمامي پيروان اديان بزرگ عالم از مسيحيان، کليميان و زرتشتيان گرفته تا پيروان مکتبهاي الحادي همه و همه بدان عقيده دارند. ناگفته نماند که پيروان اديان و مذاهب گوناگون و ديگر ملل و اقوام گذشته و مکاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلافنظر دارند، مسلمانان او را “مهدي موعود منتظر (عج)“ و پيروان ساير اديان و مکتبها و ملتها و تودههاي محروم وي را “مصلح جهاني” يا “مصلح غيبي” يا “رهاننده بزرگ” يا “نجاتبخش آسماني” و يا “منجي اعظم” مينامند؛ ولي درباره اوصاف کلي برنامههاي اصلاحي، تشکيل حکومت واحدجهاني براساس عدالت و آزادي و ظهور او در آخرالزمان اتفاقنظر دارند.
با مطالعه كتابهي آسماني و تاريخ اديان، به خوبي روشن ميشود كه عقيده به موعود و مصلح كل، اختصاص به شيعه يا اسلام ندارد، بلكه تمام اديان و مذاهب آسماني در اين عقيده مشتركند . پيروان همه اديان معتقدند كه در يك عصر تاريك و بحراني كه جهان را فساد، بيدادگري و بيديني فرا گرفته، نجات دهندهي بزرگ طلوع ميكند و به واسطه نيروي غيبي، اوضاع آشفته جهان را اصلاح ميكند و خداپرستي را بر بيديني و ماديگري غلبه ميدهد .
در اين مقاله سعي شده ابتدا به پيشينه و تاريخچه يهود و پيروان اين آيين مقدس اشاره و سپس به باور موعود و منجي در اين مذهب بپردازيم.
